Thursday, September 10, 2015

!"دولت جهانی سوسیالیستی" یک تناقض تمام عیار

"دولت جهانی سوسیالیستی" یک تناقض تمام عیار!
دولت با پسوندسوسیالیستی- دولت سوسیالیستی- خود یک تناقض ( پارادوکس) کامل است. نزدیک به یک قرن با همه بالا پائین هایش تجربه شد و دیدیم که چه هیولائی از آب در آمد و هنوز هم نمونه چین را داریم که چگونه پا به پای آمریکا در نابودی طبیعت، در استثمارنیروی کار و تسخیرجهان به رقابت می پردازد و سودای سبقت گرفتن از آن را دارد و چگونه به سرمایه داری بحران زده و از نفس افتاده جان تازه ای بخشیده و می بخشد.

Saturday, August 29, 2015

!تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها

تراژدی بحران پناهندگی و ریشه ها!
شمارپناهجویان گریزان از جنگ و خشونت و نا امنی، ابعادجدیدی یافته و اروپا هم چون مقصدامن بسیاری از آن ها روزانه شاهدورودهزاران نفراست. و این در حالی است که هزاران نفر نیز در میانه راه گرفتارامواج بیرحم دریاها و قاچاقچیان بیرحم تر می شوند و ناچار می گردند با امیدها و آرزوهای خود برای یک زندگی بهتر وداع کنند.

Wednesday, August 26, 2015

!تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون

تضادبنیادی ولایت فقیه با حکومت قانون!
مخالفت صریح رئیس قوه قضائیه با اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی
روحانی این روزها از قانون به عنوان اولویت اول و فصل الخطاب برای دولتش زیاد سخن می گوید. اما خودوی هم لااقل به عنوان کسی که حقوق خوانده است خوب می داند که چه دره ژرف و پرنشدنی بین ولایت مطلقه و قانون مداری وجود دارد و تاریخ جمهوری اسلامی به یک تغبیر تاریخ نزاع بین این دو بوده است. در تاریخ بشر تمرکزقدرت با میزان اجرای قانون و قانونمنداری همواره نسبت معکوس و معنا داری داشته است. 

در جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه که در آن سخن و هذیان های ولی فقیه بالاتر از قانون محسوب می شود و اوست که حرف آخر را می زند، اساسا  قانون فاقدجایگاه داوری در قضاوت و برخورد با شهروندان و نیز منازعات جناح های آن است. و بر همین اساس قانون اساسی نظام هم با همه محدودیت ها و ماهیت غیردمکراتیکش هیچ گاه مبنای واقعی داوری نبوده و تنها برای به نمایش گذاشتن در پشت ویترین تدوین شده است برای استتارچهره استبدادمطلقه که بله! ما دارای یک دولت قانون- دارای یک قانون اساسی- آن هم از "مترقیانه ترین"نوعش هستیم!

Saturday, August 22, 2015

!پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی


پنج دلیل برای تبرئه رسوای سعیدمرتضوی!
وقتی کوه موش می زاید!
نام سعیدمرتضوی با کهریزک و ابداع شکنجه ای بنام "کهریزکی شدن" و افزودن این واژه به ادبیات سیاه شکنجه، سرکوب اعتراضات سال 88 و تولیدارعاب گسترده، قتل زهراکاظمی، توقیف روزنامه ها و دستگیری ده ها روزنامه نگار، و با فساد و اختلاس و حیف و میل گسترده بیت المال و خلاصه لیست بلندبالائی از انواع جرم ها و بزه های سیاسی و غیرسیاسی، گره خورده است. در انقلاب بهمن شعاری بر در و دیوار ها نقش می بست حاکی از آن که  ننگ با رنگ پاک نمی شود. سعیدمرتضوی براستی چنان ننگی است که با هیچ رنگی پاک شدنی نیست. 

Saturday, August 15, 2015

!چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد


چهارمؤلفه جنگ قدرتی که در ورای دستگیری یک آقازاده جریان دارد!
رفسنجانی وقتی لابی گری ها و اعمال نفوذش برای تبرئه و جلوگیری از محکومیت لااقل سنگین فرزندش به نتیجه نرسید، بر آن شد که با توسل به کارت مظلومیت نمائی و تحریک افکارعمومی، و دموکراسی بازی، به حریف اجازه ندهد که بطوریک جانبه خود را پیروزمیدان بداند.

Monday, August 10, 2015

!توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟

توده های مردم تاریخ سازند یا موجوداتی پراکنده و محکوم به لولیدن در گنداب ها؟! 
 منطق دو گانه یا دوگانگی منطق!
اخیرا ر. شهاب برهان در یک گفتگوی رادیوئی* مدعی وجوددو منطق متفاوت در رفتارتوده های مردم و روشنفکران انقلابی شد. در این کائنات، روشنفکران انقلابی تافته ای جدابافته و حامل ارزش های والا هستند، سوژه های تاریخی و فراتر از مردمند، تاریخ سازند. اما  روی مهم تراین سکه، تصویری است که او از مردم هم چون سیاهی لشکردنباله رو، بسان مومی در دست حاکمان و اربابان قدرت ارائه می دهد.

Wednesday, July 22, 2015

گفتگو پیرامون پیامدهای توافق هسته ای بر زندگی و مبارزه کارگران


 گفتگوی فرهاد شعبانی با تقی روزبه
پیرامون پیامدهای توافق هسته ای بر زندگی و مبارزه کارگران

روئوس گفتگو:

Saturday, July 18, 2015

!بنام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط

           به نام چپ و به کام راست، نمایشنامه یک عروج و سقوط!
درس های بزرگی در یک گردش به راست گیج کننده سیریزا وجود دارد که فرایافت آن ها مستلزم زدودن برخی کلیشه های مقدس است! راهنمای چپ زدن و ناگهان به راست چرخیدن برای بسیاری که دل به کرامات بدست گرفتن ماشین دولتی بسته بودند، به راستی لحظه هائی سخت سرگیجه آوری است. چپ معطوف به قدرت در یونان به خیال خود با سودای تصرف قدرت سیاسی، در شرایطی که احزاب و نمایندگان سنتی و متعارف آن بی اعتبارشده بودند، راه خود را کج کرده، اسب تروائی را زین کرده و از طریق انتخابات واردسازوکارها و قلعه حفاظت شده دشمن کردند، غافل از آن که در این حریم خالصابورژوائی و مین گذاری شده این خطرجدی وجود دارد که چپ ها "راه رفتن" خود را هم فراموش کنند و طعمه آسان شکارچیان بی رحم قرارگیرند و در یک ضدحمله خود به اسب تروای دشمن برای حمله به صفوف مردم و چپ ها تبدیل شوند و چنین هم شد. بهرحال، بهم ریختن صفوف چپ و اشاعه یأس و ناامیدی از مهم ترین پی آمدهای این ضدحمله و شبیخون خدایان سرمایه و اقتدار به اردوی جنبش است. داستان عروج و افول چپ معطوف به قدرت یونان فقط داستان یک شخص و حزب و  یک کشور نیست، بلکه داستان بسیاری از ما و  بسیارانی در جهان است.