یادداشت ششم:
شمارش معکوس حمله آمریکا و پی آمدها؟
۱- به گزارش والاستریت جورنال، قراراست روز سه شنبه ترامپ با اعضای ارشد کابینهاش درباره اعتراضات ایران جلسه برگزار میکند. گرینههای متعددی مشخص و به ترامپ پیشنهاد شده است.
قاعدتا با توجه به خشونت رژیم در کشتارمردم غیرنظامی و بی اعتنائی به تهدیدهای مکررترامپ و مقامات دیگر دولت او نسبت به حکومت ایران و انتظاراتی که در داخل و خارج آمریکا پیرامون ادعاهایش به عنوان رهبری قاطع که اهل عمل است و متمایز از کسانی چون اوباما برانگیخته است، بنظر می رسد که او عملا در وضعیتی است که باید واکنش نشان بدهد و گرنه حتی تصویری بدتر از اوباما در مواجهه با ایران از خودبه نمایش خواهد گذاشت. بعیداست کسانی چون سناتورارشدجمهوری خواه و نزدیک به ترامپ بدون اطلاع از چنین تصمیمی به مردم ایران پیام بدهند که کمک در راه است. و یا خود ترامپ بارها به طورعلنی هشداربدهد که در صورت کشتارمعترضان به دست حکومت ایران و عبور از خط قرمزاو، امری که اتفاق افتاده و قابل کتمان نیست، او از نیروی نظامی استفاده نکند. وی صراحتا گفته است که اگر شما شلیک کنید به شما شلیک خواهد شد.
۲- چنان که می دانیم حکومت اسلامی با این ادعا که ترامپ و اسرائیل را متهم به تحریک اعتراضات و آشوب و ارسال آشوبگران به داخل ایران کرده است، تاکنون نه فقط وقعی به تهدیدهای ترامپ ننهاده و به کشتارخونین متوسل شده است، بلکه اعلام کرده است که با احساس هر تهدیدی دست به حمله حتی پیشدستانه علیه اهداف آمریکا و اسرائیل در منطقه خواهد زد. و این هشدار ها و تهدید را بارها از زبان دبیرشورای امنیت ملی و یا کسانی چون پزشکیان و قالیباف و دیگران تکرارکرده است.
چنان که مسعود پزشکیان رئیسجمهورخامنهای روز یکشنبه هشدار داد که در صورت حمله آمریکا، ایران در پاسخ، پایگاههای آمریکا و اسرائیل را هدف قرار خواهد داد و گفته می شود که خامنهای به شهرهای موشکی هم آماده باش داده است.
۳- بی تردید تصمیمگیران آمریکا گزینههای واقعی را مخفی نگه می دارند و حتی چه بسا انتشار برخی اطلاعات و یا اقدامات فریبنده و انحرافی بخشی از ماجرا باشد. قاعدتا و با حتمال زیاد باید هدف های مقدم مربوط به مقابله با غوامل کشتار و مقامات مربوطه باشند که بیشتر شامل افراد تصمیم گیر و نهادهای دخیل در سرکوب باشند. چنان که طبق برخی گزارشها مقامهای آمریکایی میگویند برخی از گزینههای مطرحشده برای ایران مستقیماً بخشهایی از نیروهای امنیتی این کشور را هدف قرار خواهند داد که در سرکوب اعتراضات نقش دارند. حملات سایبری که بهعنوان یکی از گزینهها مطرح شده قاعدتا باید بخشی از یک یورش وسیع ترباشد و مکمل آن، مگر آنکه بخشی از سازش باشد.
هم چنین قاعدتا باید بین دولت آمریکا و اسرائیل در موردایران و مشخصا در مورد اقدام های مدنظر لحظههای کنونی همکاری و هماهنگی های نزدیک و مشخصی صورت گیرد (نوعی تقسیم کار و نیز بهره گیری از اطلاعات میدانی اسرائیل). چنان که چندین منبع به خبرگزاری رویتر گفتهاند اسرائیل در پی افزایش احتمال مداخله نظامی آمریکا در ایران به حالت آماده باش کامل در آمده است.
۴- اما وجود دوعامل نا معلوم و چالش برانگیز پیرامون این حمله ممکن است به ماجرا بعدپیچیده و مخاطره آمیز بدهد:
نخست آن که در واکنش به این حملات همانطور که رژیم تهدید کرده است، ممکن است دست به حملات متقابل تلافی جویانه به منافع و تاسیسات و پایگاه ها و نیروهای آمریکا در منطقه و همچنین اسرائیل بزند*. که در این صورت لازم است پیشاپیش تدارک گسترده ای برای مقابله با آن صورت گرفته باشد که با ضربالعجل ترامپ تناسبی نخواهد داشت. و ثانیا چه بسا ممکن است منجر به جنگی نامعلوم و درازمدت بشود که امنیت منطقه را تهدید کند و یا ترامپ را به شکل ناخواسته و علیرغم ادعاهایش وارد جنگهای فرسایشی کند. آنهم درسالی که قراراست انتخابات میان دوره ای برگزارشود. این خطر بخصوص با توجه به اهداف نیمه تمام مانده دولت اسرائیل در جنگ اول، این یورش نظامی را فرصتی برای نابودی کلیه تاسیسات برتاب موشک و بقایای پدافندهای هوائی و یا ترورعناصرمهم باقی مانده رژیم بداند.
چالش دوم حتی از جهتی مهم تر است و معلوم نیست که این حمله چگونه میخواهد رژیم اسلامی را از کشتار مردم بازدارد و یا حتی به گسترش صفوف یک پارچه جنبش در فضای جنگی و تهدیدهای نظامی آسیب نرساند. چنانکه قاعدتا اگر رژیم فرونپاشد در شرایط جنگی طبعا به فشارهای امنیتی و سرکوب خواهد افزود. اگر بفرض با تروربرخی رهبران و مسولان کلیدی فروپاشی قدرت ممکن باشد (امری که بنظر می رسد ترامپ در غیاب یک آلترتاتیو قابل تکیه نسبت به آن اکراه دارد) خطر آشوب و هرچ و مرج آنهم در کشوری حساس و دارای موقعیت ژئوپلتیکی وجوددارد. باین دلایل اتخاذ تصمیم حمله نظامی چه محدود (بدلیل عکس العمل رژیم ) و چه حمله ای گستردهتر در چنین شرایطی حامل ریسکهای مهمی است با خروجی نامعلوم و چه بسا به قماری بزرگ تبدیل شود.
۵- جدال بین رژیم ایران و آمریکا هیچ ربطی به منافع واقعی مردم ایران و آزادی و عدالت اجتماعی ندارد. جنبشها و نیز نیروها و کنشگران و فعالین آنها در داخل کشور و نیز درخارج، قاعدتا برای اجتناب از غافلگیرشدن باید بتوانند خود را برای کنشگری متناسب با وضعیت های پیچیده و احتمالی جدید آماده کنند، تا بتوانند از تهدیدها و موقعیتهائی که تعارض و کشاکش دو ارتجاع داخلی و امپریالیستی بوجود می آورد، برای نیل به اهداف خویش، آزادی و برابری بهره بگیرند و از تهدیدها فرصت بیافرینند.
۶- در شرایطی که رژیم سفاک و آدمخوارحکومت اسلامی حمام خون و کشتار به راه انداخته است و ابائی از آن ندارد، در شرایطی که قاطبه مردم ایران علیه یک رژیم یاغی و مستبد بپاخواستهاند و به همه جهان نشان میدهند که خواهان پایان یافتن و برافکندن و مهرابطال زدن به سلسه ولایت مطلقه فقیه و دینخواران سراسرگندیده هستند، بر جامعه جهانی و تشکلهای مدنی و پیشرو آن و مشخصا نهادهای بینالمللی چون سازمان ملل است که برطبق حقوق بین الملل برای جلوگیری از این جنایت هولناک و مشهود و ضدبشری وارد اقدامات مشخص شده و با دادن اولتیماتوم و اتمام حجت کردن با حکومت مرگ آفرین برای توقف آدم کشی واردعمل و اقدامات بازدارنده شوند (نباید فراموش کرد که این با مداخله خودسرانه یک ابرقدرتی که پاسخگوی هیچ کسی جز منافع خود نیست کاملا متفاوت است).
*- پیرامون پیآمدهای ورودآمریکا به اقدام نظامی، سخنان اخیر ترامپ چند نکته را روشن می کند: نخست تاکتیک پیشنهاد وسوسه برانگیز مذاکره به آمریکا درست در چنین بزنگاهی که درحکم نوعی پیشنهاد معامله با ترامپ و امتیازدادن در ازاء نادیده گرفتن کشتاراست، دوم با در نظرگرفتن ملاحظه دوگانه و متضادترامپ، یعنی هم واردکردن ضربه نظامی و هم از دست ندادن فرصت مذاکره، و اجتتاب از خطردومینوی ضربات متقابل و تداوم و تشدید بحران، با توجه به رویکرد ترامپ نسبت به ترجیح امتیازگرفتن از دولت های موجود تا قمار روی آلترناتیوهای نسیه، اینکه چگونه ترامپ می خواهد بین این دو گزینه متعارض پیوند بزند خود یک معماست. آیا می تواند مشابه ترور قاسم سلیمانی با نوعی ضربات پیشتر توافق شده و محدود،مثل شلیک چندموشک به پایگاهی متروکه عینالاسد به توافق برسند؟. نقدا ترامپ این تهدید را بر زبان آورده است که حکومت ایران را در صورت نشان دادن واکنش به حمله آمریکا و آسیب رساندن به منافع آن، سخت مجازات کرده و ضربات بسیارکوبنده و بزرگی واردخواهدکرد.
نهایتا همه چیز به ارزیابی آن ها از وضعیت رژیم و درجه شکنندگی و توانایی موجود آن برمی گردد. اگر ارزیابی دولت آمریکا این باشد که رژیم درحال سقوط و ضعف مفرط است، باتوجه به فشارهای جریانهای داخلی آمریکا چه بسا مسیر حمله نظامی را بزگزیند که البته ریسکهای خود را دارد. و اگر ارزیابی برعکس باشد شاید حاضر به معامله و مذاکره باشد. درهرحال عدم قطعیت و رویکردابهام عامدانه ترامپ از ویژگیهای اوضاع کنونی است و هرکدام باسناریوهای مختلفی وارد صحنه می شوند.
۱- به گزارش والاستریت جورنال، قراراست روز سه شنبه ترامپ با اعضای ارشد کابینهاش درباره اعتراضات ایران جلسه برگزار میکند. گرینههای متعددی مشخص و به ترامپ پیشنهاد شده است.
قاعدتا با توجه به خشونت رژیم در کشتارمردم غیرنظامی و بی اعتنائی به تهدیدهای مکررترامپ و مقامات دیگر دولت او نسبت به حکومت ایران و انتظاراتی که در داخل و خارج آمریکا پیرامون ادعاهایش به عنوان رهبری قاطع که اهل عمل است و متمایز از کسانی چون اوباما برانگیخته است، بنظر می رسد که او عملا در وضعیتی است که باید واکنش نشان بدهد و گرنه حتی تصویری بدتر از اوباما در مواجهه با ایران از خودبه نمایش خواهد گذاشت. بعیداست کسانی چون سناتورارشدجمهوری خواه و نزدیک به ترامپ بدون اطلاع از چنین تصمیمی به مردم ایران پیام بدهند که کمک در راه است. و یا خود ترامپ بارها به طورعلنی هشداربدهد که در صورت کشتارمعترضان به دست حکومت ایران و عبور از خط قرمزاو، امری که اتفاق افتاده و قابل کتمان نیست، او از نیروی نظامی استفاده نکند. وی صراحتا گفته است که اگر شما شلیک کنید به شما شلیک خواهد شد.
۲- چنان که می دانیم حکومت اسلامی با این ادعا که ترامپ و اسرائیل را متهم به تحریک اعتراضات و آشوب و ارسال آشوبگران به داخل ایران کرده است، تاکنون نه فقط وقعی به تهدیدهای ترامپ ننهاده و به کشتارخونین متوسل شده است، بلکه اعلام کرده است که با احساس هر تهدیدی دست به حمله حتی پیشدستانه علیه اهداف آمریکا و اسرائیل در منطقه خواهد زد. و این هشدار ها و تهدید را بارها از زبان دبیرشورای امنیت ملی و یا کسانی چون پزشکیان و قالیباف و دیگران تکرارکرده است.
چنان که مسعود پزشکیان رئیسجمهورخامنهای روز یکشنبه هشدار داد که در صورت حمله آمریکا، ایران در پاسخ، پایگاههای آمریکا و اسرائیل را هدف قرار خواهد داد و گفته می شود که خامنهای به شهرهای موشکی هم آماده باش داده است.
۳- بی تردید تصمیمگیران آمریکا گزینههای واقعی را مخفی نگه می دارند و حتی چه بسا انتشار برخی اطلاعات و یا اقدامات فریبنده و انحرافی بخشی از ماجرا باشد. قاعدتا و با حتمال زیاد باید هدف های مقدم مربوط به مقابله با غوامل کشتار و مقامات مربوطه باشند که بیشتر شامل افراد تصمیم گیر و نهادهای دخیل در سرکوب باشند. چنان که طبق برخی گزارشها مقامهای آمریکایی میگویند برخی از گزینههای مطرحشده برای ایران مستقیماً بخشهایی از نیروهای امنیتی این کشور را هدف قرار خواهند داد که در سرکوب اعتراضات نقش دارند. حملات سایبری که بهعنوان یکی از گزینهها مطرح شده قاعدتا باید بخشی از یک یورش وسیع ترباشد و مکمل آن، مگر آنکه بخشی از سازش باشد.
هم چنین قاعدتا باید بین دولت آمریکا و اسرائیل در موردایران و مشخصا در مورد اقدام های مدنظر لحظههای کنونی همکاری و هماهنگی های نزدیک و مشخصی صورت گیرد (نوعی تقسیم کار و نیز بهره گیری از اطلاعات میدانی اسرائیل). چنان که چندین منبع به خبرگزاری رویتر گفتهاند اسرائیل در پی افزایش احتمال مداخله نظامی آمریکا در ایران به حالت آماده باش کامل در آمده است.
۴- اما وجود دوعامل نا معلوم و چالش برانگیز پیرامون این حمله ممکن است به ماجرا بعدپیچیده و مخاطره آمیز بدهد:
نخست آن که در واکنش به این حملات همانطور که رژیم تهدید کرده است، ممکن است دست به حملات متقابل تلافی جویانه به منافع و تاسیسات و پایگاه ها و نیروهای آمریکا در منطقه و همچنین اسرائیل بزند*. که در این صورت لازم است پیشاپیش تدارک گسترده ای برای مقابله با آن صورت گرفته باشد که با ضربالعجل ترامپ تناسبی نخواهد داشت. و ثانیا چه بسا ممکن است منجر به جنگی نامعلوم و درازمدت بشود که امنیت منطقه را تهدید کند و یا ترامپ را به شکل ناخواسته و علیرغم ادعاهایش وارد جنگهای فرسایشی کند. آنهم درسالی که قراراست انتخابات میان دوره ای برگزارشود. این خطر بخصوص با توجه به اهداف نیمه تمام مانده دولت اسرائیل در جنگ اول، این یورش نظامی را فرصتی برای نابودی کلیه تاسیسات برتاب موشک و بقایای پدافندهای هوائی و یا ترورعناصرمهم باقی مانده رژیم بداند.
چالش دوم حتی از جهتی مهم تر است و معلوم نیست که این حمله چگونه میخواهد رژیم اسلامی را از کشتار مردم بازدارد و یا حتی به گسترش صفوف یک پارچه جنبش در فضای جنگی و تهدیدهای نظامی آسیب نرساند. چنانکه قاعدتا اگر رژیم فرونپاشد در شرایط جنگی طبعا به فشارهای امنیتی و سرکوب خواهد افزود. اگر بفرض با تروربرخی رهبران و مسولان کلیدی فروپاشی قدرت ممکن باشد (امری که بنظر می رسد ترامپ در غیاب یک آلترتاتیو قابل تکیه نسبت به آن اکراه دارد) خطر آشوب و هرچ و مرج آنهم در کشوری حساس و دارای موقعیت ژئوپلتیکی وجوددارد. باین دلایل اتخاذ تصمیم حمله نظامی چه محدود (بدلیل عکس العمل رژیم ) و چه حمله ای گستردهتر در چنین شرایطی حامل ریسکهای مهمی است با خروجی نامعلوم و چه بسا به قماری بزرگ تبدیل شود.
۵- جدال بین رژیم ایران و آمریکا هیچ ربطی به منافع واقعی مردم ایران و آزادی و عدالت اجتماعی ندارد. جنبشها و نیز نیروها و کنشگران و فعالین آنها در داخل کشور و نیز درخارج، قاعدتا برای اجتناب از غافلگیرشدن باید بتوانند خود را برای کنشگری متناسب با وضعیت های پیچیده و احتمالی جدید آماده کنند، تا بتوانند از تهدیدها و موقعیتهائی که تعارض و کشاکش دو ارتجاع داخلی و امپریالیستی بوجود می آورد، برای نیل به اهداف خویش، آزادی و برابری بهره بگیرند و از تهدیدها فرصت بیافرینند.
۶- در شرایطی که رژیم سفاک و آدمخوارحکومت اسلامی حمام خون و کشتار به راه انداخته است و ابائی از آن ندارد، در شرایطی که قاطبه مردم ایران علیه یک رژیم یاغی و مستبد بپاخواستهاند و به همه جهان نشان میدهند که خواهان پایان یافتن و برافکندن و مهرابطال زدن به سلسه ولایت مطلقه فقیه و دینخواران سراسرگندیده هستند، بر جامعه جهانی و تشکلهای مدنی و پیشرو آن و مشخصا نهادهای بینالمللی چون سازمان ملل است که برطبق حقوق بین الملل برای جلوگیری از این جنایت هولناک و مشهود و ضدبشری وارد اقدامات مشخص شده و با دادن اولتیماتوم و اتمام حجت کردن با حکومت مرگ آفرین برای توقف آدم کشی واردعمل و اقدامات بازدارنده شوند (نباید فراموش کرد که این با مداخله خودسرانه یک ابرقدرتی که پاسخگوی هیچ کسی جز منافع خود نیست کاملا متفاوت است).
*- پیرامون پیآمدهای ورودآمریکا به اقدام نظامی، سخنان اخیر ترامپ چند نکته را روشن می کند: نخست تاکتیک پیشنهاد وسوسه برانگیز مذاکره به آمریکا درست در چنین بزنگاهی که درحکم نوعی پیشنهاد معامله با ترامپ و امتیازدادن در ازاء نادیده گرفتن کشتاراست، دوم با در نظرگرفتن ملاحظه دوگانه و متضادترامپ، یعنی هم واردکردن ضربه نظامی و هم از دست ندادن فرصت مذاکره، و اجتتاب از خطردومینوی ضربات متقابل و تداوم و تشدید بحران، با توجه به رویکرد ترامپ نسبت به ترجیح امتیازگرفتن از دولت های موجود تا قمار روی آلترناتیوهای نسیه، اینکه چگونه ترامپ می خواهد بین این دو گزینه متعارض پیوند بزند خود یک معماست. آیا می تواند مشابه ترور قاسم سلیمانی با نوعی ضربات پیشتر توافق شده و محدود،مثل شلیک چندموشک به پایگاهی متروکه عینالاسد به توافق برسند؟. نقدا ترامپ این تهدید را بر زبان آورده است که حکومت ایران را در صورت نشان دادن واکنش به حمله آمریکا و آسیب رساندن به منافع آن، سخت مجازات کرده و ضربات بسیارکوبنده و بزرگی واردخواهدکرد.
نهایتا همه چیز به ارزیابی آن ها از وضعیت رژیم و درجه شکنندگی و توانایی موجود آن برمی گردد. اگر ارزیابی دولت آمریکا این باشد که رژیم درحال سقوط و ضعف مفرط است، باتوجه به فشارهای جریانهای داخلی آمریکا چه بسا مسیر حمله نظامی را بزگزیند که البته ریسکهای خود را دارد. و اگر ارزیابی برعکس باشد شاید حاضر به معامله و مذاکره باشد. درهرحال عدم قطعیت و رویکردابهام عامدانه ترامپ از ویژگیهای اوضاع کنونی است و هرکدام باسناریوهای مختلفی وارد صحنه می شوند.
No comments:
Post a Comment