Friday, January 16, 2026

شماری از خودویژگی‌های موقعیت کنونی

 در این گفتگو*: شماری از خودویژگی‌های موقعیت کنونی

۱- مهمترین مطالبه برانگیزاننده موج جدید خیزش مردمی فلاکت گسترده و فزاینده و فراگیری است که بیش از ۸۰٪ جامعه را تحت فشارروز افزون و ویرانگری قرارداده و حکومتی که حتی در چنین وضعیتی برای خروج از بن بست از یکسو به شوک تراپی و آزادسازی قیمت‌ها متوسل شده است که معنایی جز ریختن بنزین به آتش خشم مردم ندارد و از سوی دیگر به کشتاردرمانی بیرحمانه‌ای که چنین به سهولت فقط از دارندگان جوازمرگ از سوی آسمان می تواند صورت گیرد. ظاهرا پزشکیان اتاق جراحی قلب را با اتاق سیاست و جراحی اقتصادی، آن‌هم در حالی که بیمار سخت در وضعیت اورژانس قراردارد یکسان گرفته است!
۲- در ادامه خیزش زن زندگی آزادی و دست آوردهای آن، بویژه درهم تنیدگی مبارزه علیه آپارتاید جنسی/جنستی و نابرابری ملی، نفی فقر و فلاکت و مطالبات جنبش های اکثریت بزرگ جامعه کار و مزدو حقوق بگیر نیز با نفی نظام حاکم گره خورده است. و از این منظر ما شاهد پیوند عدالت اجتماعی یعنی رفع ستم طبقاتی و رفع سایرتبعیض‌ها و آزادی بهم گره خورده است. بیان گفتمانی آن پیونددرونماندگار آزادی عدالت اجتماعی است.

۳- با این همه، علیرغم شکل گیری این شرایط عینی، خلا بزرگ موجود فقدان نمایندگی و بازنمائی این ضرورت توسط جنبش‌ها و تشکل و سخنگویان و «رهبران طبیعی» و برآمده و درون جوش از درون جنبش‌ها و پیوندارکانیک با آن‌هاست.

۴- در شرابط خلا و دوقطبی شدن حاکمیت و جامعه خشمگین و طغیان کرده ، همواره بازیگرانی دیگر و با سوداهای دیگر وجود پیدا می شوند که بدلیل داشتن صدای بلند و حمایت های خارجی و امتیازاتی از این دست می توانند ولو به شکل موقت این خلا را پرکنند که باید آن را حباب سیاسی نامید. در موج قبلی زن زندگی آزادی نیز شاهد برآمداین نوع حباب‌های سیاسی برای کنترل و مصادره جنبش بودیم که در شکل گیری منشورهمکاری مهسا شاهدش بودیم که در عرض چندهفته ترکید و پی آمدهای منفی خود را داشت: از این سوتشتت در صفوف جنبش (خارج) و در آنسو عزم سلطنت طلبان و رضاپهلوی برای کنترل انحصاری رهبری باصطلاح دوره گذار.

۵- تحولات و فاجعه کنونی را نمی توان بدون جنبش اعتراضی و مداخله این حباب سیاسی که حتی از زبان ترامپ دستورتصرف شهرها و اداره ها صادر می شود و با همارهی رضاپهلوی وسلطنت طلبان با این وعده که کمک‌ها در راه است بدون آن که خبری از آن‌ها وجود داشته باشد، شوربختانه، این مردم و جوانان هستند که درمیانه دو تیغه رژ‌یم و تشویق و امیدآفرینی واهی سودا گران قدرت سلاخی می شوند.

۶- بدون پرکردن این خلا توسط نمایندگان و نمادهای جنبش عدالت اجتماعی و ضداستبدادی و ضدتبعیض و ستم‌ها اعم از کارگران و معلمان و پرستاران و... زنان و دانشجویان و جوانان و مردمان تحت ستم ملی و..... همواره خطر عروج این گونه حباب های کاذب و رهزن وجود خواهد داشت.

۷- قیام مردم در عین حال دستورکارنیروهای چپ و فعالین و کنشگران آن و نحوه سازمان یابی و پیشروی آن‌ها را درجهت ترمیم گسست دیرینه و وسوخت و ساز خود با جنبش ها از یکسو و پذیرش تکثر گرایش‌ها و اهمیت کنشگری مشترک در عرصه عمومی و سیاسی از سوی دیگر را تعیین می کند. پرسش این است که آیا ضربه ای در حدخیزش بزرگ و قیام مردمی و نیز وقوع فاجعه ای چنین بزرگ می تواند فرقه های درون گرا و گریزان از همکاری حول اشتراکات هم اکنون موجود و کنشگری درعرصه عمومی را بخود آورد و آن‌ها را از فضاهای گلخانه ای به فضای واقعی کنشگری بکشاند؟. اگر این چپ در همین خارج کشور یعنی در محیط زیست بیواسطه خویش ، به کنشگری و فعالیت خلاق و فرافرقه ای با همه ظرفیت‌های موجود خود می پرداخت یا بپردازد، بازهم فضا این چنین در اختیار کارگزاران و پیام‌آوران امثال ترامپ ها و فاشیست‌ها قرار می گرفت؟.


No comments: