نقدی کوتاه به مقاله اکنون نوبت ماست!*
۱-نقطه کور«عزیمت»؟
متأسفانه یا خوشبختانه، معضل و «مسأله» نوبتی و غیرنوبتی شدن سیاست ورزی نیست. چنان که قبلا خیزش زن زندگی و یا اعتراضات خیابانی رژیم را بهوضعیت تدافعی افکنده بود، اما با موج سواری دیگر نیروهای ارتجاعی نتوانست بهمسیربالیدن بیگسست خود ادامه دهد. بنابراین واقعیت آن است که تا اطلاع ثانوی و نامعلوم، صرفنظر از افت و خیزهای مقطعی، مدعیان و بازیگران و نقشآفرینان متعددی در صحنه سیاسی کشور حضور داشته و خواهندداشت. مسأله اصلی را نه فقدان آن دیگریها، بلکه مشروط کردن نسبی روندها و از جمله آنها به عاملیت جامعه و با نقش آفرینی نیروهای پیشرو و مدافعان چنین عاملیتی تشکیل میدهد. البته این بهمعنای آن نیست که مقاله موردنقد بهعنوان نگاهی به وضعیت کنونی دارای نکات مثبتی نیست. اما اگر قرار باشد، از گفتاردرمانی فراتر برویم و اگر در نظربگیریم که تنها با به میان آمدن نیروی تغییر و معطوف بهاهداف و باندازه ای که در میدانکنشگری حضورداشته باشد، میتوان برسیر تحولات اثر گذاشت و آنها را تا حدی مشروط کرد، و این که بسنده کردن به تخطئه و حتی نقددیگران نمیتواند کانون کنشگری باشد، آنگاه روشن میشود که نقطه کانونی، همانا گزین سنجیده و هوشیارانه «نقطه عزیمتی»است که برآمده از وضعیت واقعی آرایشنیروها و برای تبدیل شدن بهنیروی تغییرواقعی است. و این قبل از هرچیز، مشروط به فعال ساختن و به میان آمدن حتی الامکان آحادنیروها و عناصرموجود طیفی است که ضمن تکثر، بتواند همگرایی و همبودی خود را شکل دهد، و در وضعیت مشخص کنونی به مسیر نه به فاجعه جنگ ( از هر دوسو)، نه به سرکوب هار استبدادحاکم برکشور و نه به فلاکت دامن گستر، و البته آری به آزادی و به عدالت اجتماعی و دموکراسی اجتماعی تعلق خاطرداشته باشد. وظیفه مقدم و پیشاروی هر کنشگر متعلق به این طیف (نقدا پراکنده و در خود) آن است که برای «ایجاب» و «برایخود»شدن، یعنی حضور فعال و خودآگاهانه این طیف کنشگری کند. طبیعتا چنین تلاشی معطوف به «برای خود شدن» یک فرایند است و نمیتواند ضربتی صورت گیرد. مهم گذاشتن درست «خشت پایه» است، و درجه شتاب رشد و بقیه مسائل به میزان تعهد و تلاش و ابتکارات و شرایط بر میگردد.
ویژگی مهم دیگر این «ما» متنوع و متکثر بودن آن
است بدون پذیرش این واقعیت خشت پایه به میدان آمدن و سازمان یابی این طیف فراهم
نخواهد شد. نکته بعدی آن است که از کنشگری بهمعنای انتظارکشیدن و در «نوبت» ماندن
پرهیزکنیم و قبل از همه بهامر ایجاب و بدست آوردن این حلقه مففوده اصلی همتگماریم.
تنها از این طریق، یعنی گذاشتن هرم برقاعده واقعی خوداست که میتوانیم، هم سازنده
ترین تعامل را با داخل داشته باشیم و هم پشتیبانی مؤثر از آن را سازمان دهیم و هم
حتی طیف های ناهمسو و چه بسا مخربجنبش را به شکل اصولی و تا حدممکن منزوی ساخته و
مشروط به بهاهداف این طیف بکنیم و آنها را زیرفشارواقعی و سازنده قراردهیم. این
طیف را میتوان کلا طیف «متکثر» چپ نامید. اما مهم نه عنوان که تعلق به اهداف کلان
رهایی و پیشرو و ا زجمله مشخصا رویکردنه به جنگ و مداخله، سرکوب، و فلاکت و تأکید
بر عاملیت مردم و جامعه محور بودن است. بنابراین قبل از مواجهه با دیگران و سیاست نفی، باید با ایجاب و با پراکندگی
خود مواجه شویم و آن را تعین بخشیم، هم به لحاظ عملی و هم شکوفایی نظری و گفتمانی.
۳- در حوزه مشخص سازمان یابی بیناطیفی در میان نیروهای متنوع چپ همه بکوشیم که
جریانها و گرایشهای متعلق به آن را در دو حوزه و دو ریل موازی سامان بخشیم: نخست
برای همافزائی عملی و سیاسی با ایجاد ریل آکسیون ها و اتحادعمل ها و اقدامات
متنوع و مشترک گوناگون حول اهداف و مطالبات عملی معطوف به مطالبات مردم و جنبشها
و در تناظر با آن، ایجاد اتاق تهاتر و هماهنگ کنندهای بین نیروها و شبکه و گروهها
و افراد و شخصیت های متعلق به این طیف در سراسرجهان و با نقش آفرینی خود آنها
(سرمایه های اجتماعی هم اکنون موجود و پراکنده )، و دیگری ایجاداتاق مبادله فکر و
گفتگوهای آزاد و باز (در چهارچوب اهداف کلی این طیف) برای مبادله نظری در میان
گرایشهای متنوع بینا طیفی، پیرامون مسایل مبارزاتی و مرتبط با جنبشها. با سازمان
یابی حداکثری (کمی) حول مطالبات حداقلی درون طیفی است که ایرانیان خارج کشور می
توانند از آن طریق بیشترین تعامل با داخل و حمایت فعال از آن را داشته باشند و در
عین حال بر عوامل منفی و یا مثبت خارج کشور تأثیرگذارباشند.
اکنون نوبت ماست!. ف.تابان
تقی روزبه ۲۰۲۶.۰۴.۱۱
*- https://akhbar-rooz.com/1405/01/21/47242/
No comments:
Post a Comment