Saturday, April 11, 2026

نقدی کوتاه به مقاله اکنون نوبت ماست

 

نقدی کوتاه به مقاله اکنون نوبت ماست!*

۱-نقطه کور«عزیمت»؟                                                                                          

متأسفانه یا خوشبختانه، معضل و «مسأله» نوبتی و غیرنوبتی شدن سیاست ورزی نیست. چنان که قبلا خیزش زن زندگی و یا اعتراضات خیابانی رژیم را به‌وضعیت تدافعی افکنده بود، اما با موج سواری دیگر نیروهای ارتجاعی نتوانست به‌مسیربالیدن بی‌گسست خود ادامه دهد. بنابراین واقعیت آن است که تا اطلاع ثانوی و نامعلوم، صرفنظر از افت و خیزهای مقطعی، مدعیان و بازیگران و نقش‌آفرینان متعددی در صحنه سیاسی کشور حضور داشته و خواهند‌داشت. مسأله اصلی را نه فقدان آن دیگری‌ها، بلکه مشروط کردن نسبی روندها و از جمله آن‌ها به عاملیت جامعه و با نقش آفرینی نیروهای پیشرو و مدافعان چنین عاملیتی تشکیل‌ می‌دهد. البته این به‌معنای آن نیست که مقاله موردنقد به‌عنوان نگاهی به وضعیت کنونی دارای نکات مثبتی نیست. اما اگر قرار باشد، از گفتاردرمانی فراتر برویم و اگر در نظربگیریم که تنها با به میان آمدن نیروی تغییر و معطوف به‌اهداف و باندازه ای که در میدان‌کنشگری حضورداشته باشد، می‌توان برسیر تحولات اثر گذاشت و آن‌ها را تا حدی مشروط کرد، و این که بسنده کردن به تخطئه و حتی نقددیگران نمی‌تواند کانون کنشگری باشد، آن‌گاه روشن می‌شود که نقطه کانونی، همانا گزین سنجیده و هوشیارانه «نقطه عزیمتی»‌است که برآمده از وضعیت واقعی آرایش‌نیروها و برای تبدیل شدن به‌نیروی تغییرواقعی است. و این قبل از هرچیز، مشروط به فعال ساختن و به میان آمدن حتی الامکان آحادنیروها و عناصرموجود طیفی است که ضمن تکثر، بتواند هم‌گرایی‌ و همبودی خود را شکل دهد، و در وضعیت مشخص کنونی به مسیر نه به فاجعه جنگ ( از هر دوسو)، نه به سرکوب هار استبدادحاکم برکشور و نه به فلاکت دامن گستر، و البته آری به آزادی و به  عدالت‌ اجتماعی و دموکراسی اجتماعی تعلق خاطرداشته باشد. وظیفه مقدم و پیشاروی هر کنشگر متعلق به این طیف (نقدا پراکنده و در خود) آن است که برای «ایجاب» و «برای‌خود»‌شدن، یعنی حضور فعال و خودآگاهانه این طیف کنشگری کند. طبیعتا چنین تلاشی معطوف به «برای خود شدن» یک فرایند است و نمی‌تواند ضربتی  صورت گیرد. مهم گذاشتن درست «خشت پایه» است، و درجه شتاب رشد و بقیه مسائل به میزان تعهد و تلاش و ابتکارات و شرایط بر می‌گردد. 

    ۲- هم چنین فراتررفتن از ساحت گفتار درمانی، مستلزم معنا و تعین بخشیدن به این «ما»ست. این ما برای ما ایرانیان خارج از کشور قبل ازهر چیز روشن کردن زمین بازی بیواسطه‌ای است که در آن بسر می‌بریم. یعنی پایمان را روی زمین واقعی و زیست سیاسی و اجتماعی خود گذاشتن، در زمینی که چه بسا چندین دهه است که بخشی از ما ساکن آن هستیم. البته فضای خارج به‌عنوان محیط و ملأ بیواسط زیست و سیاست، امکانات و نقش و کارکردهای مهم خود را دارد بویژه در عصرجهانی شدن جهان. اما در هر صورت کنشگری «ما» در وهله اول مشروط به این حوزه زیست میلیون‌ها ایرانی ساکن این حوزه‌های گوناگون و ارتباط آن‌ها با جنبش‌های جهانی ونهادهایی است که به رویدادهای دیگرنقاط جهان بی‌اعتنا نیستند. ایرانیان خارج از کشور اکنون تقریبا همه سیاسی هستند. اما آن بخش از ایرانیانی که متعلق به‌همین طیف چپ هستند در معنای وسیع خود کم‌هم نیستد، گرچه حضوری شایسته وزن واقعی خود ندارند. بنابراین لازم است قبل از همه بجای «من درمیان جمع و دلم جای دیگراست» و دیدن جنگل از پشت درختان، و دستکم کردن پتانسیل‌ و نقش و امکانات محیط بیواسطه زیست خود، بهتر است که دغدعه‌امان را صرف بسیج و سازمان یابی حداکثری فرصت‌ها و امکانات بالقوه و بالفعل موجود در همین زمین زیرپای خودمان بکنیم و از این طریق بیشترین یاری را برای جنبش مردم ایران در داخل کشور به عمل آوریم.  

ویژگی مهم دیگر این «ما» متنوع و متکثر بودن آن است بدون پذیرش این واقعیت خشت پایه‌ به میدان آمدن و سازمان یابی این طیف فراهم نخواهد شد. نکته بعدی آن است که از کنشگری به‌معنای انتظارکشیدن و در «نوبت» ماندن پرهیزکنیم و قبل از همه به‌امر ایجاب و بدست آوردن این حلقه مففوده اصلی همت‌گماریم. تنها از این طریق، یعنی گذاشتن هرم برقاعده واقعی خوداست که می‌توانیم، هم سازنده ترین تعامل را با داخل داشته باشیم و هم پشتیبانی مؤثر از آن را سازمان دهیم و هم حتی طیف های ناهمسو و چه بسا مخرب‌جنبش را به شکل اصولی و تا حدممکن منزوی ساخته و مشروط به به‌اهداف این طیف بکنیم و آن‌ها را زیرفشارواقعی و سازنده قراردهیم. این طیف را می‌توان کلا طیف «متکثر» چپ نامید. اما مهم نه عنوان که تعلق به اهداف کلان رهایی و پیشرو و ا زجمله مشخصا رویکردنه به جنگ و مداخله، سرکوب، و فلاکت و تأکید بر عاملیت مردم و جامعه محور بودن است. بنابراین قبل از مواجهه با دیگران و سیاست نفی، باید با ایجاب و با پراکندگی خود مواجه شویم و آن را تعین بخشیم، هم به لحاظ عملی و هم شکوفایی نظری و گفتمانی.  

۳- در حوزه مشخص سازمان یابی بیناطیفی در میان نیروهای متنوع چپ همه بکوشیم که جریان‌ها و گرایش‌های متعلق به آن را در دو حوزه و دو ریل موازی سامان بخشیم: نخست برای هم‌افزائی عملی و سیاسی با ایجاد ریل آکسیون ها و اتحادعمل ها و اقدامات متنوع و مشترک گوناگون حول اهداف و مطالبات عملی معطوف به مطالبات مردم و جنبش‌ها و در تناظر با آن، ایجاد اتاق تهاتر و هماهنگ کننده‌ای بین نیروها و شبکه و گروه‌ها و افراد و شخصیت های متعلق به این طیف در سراسرجهان و با نقش آفرینی خود آن‌ها (سرمایه های اجتماعی هم اکنون موجود و پراکنده )، و دیگری ایجاداتاق مبادله فکر و گفتگوهای آزاد و باز‌ (در چهارچوب اهداف کلی این طیف) برای مبادله نظری در میان گرایش‌های متنوع بینا طیفی، پیرامون مسایل مبارزاتی و مرتبط با جنبش‌ها. با سازمان یابی حداکثری (کمی) حول مطالبات حداقلی درون طیفی است که ایرانیان خارج کشور می توانند از آن طریق بیشترین تعامل با داخل و حمایت فعال از آن را داشته باشند و در عین حال بر عوامل منفی و یا مثبت خارج کشور تأثیرگذارباشند.

اکنون نوبت ماست!. ف.تابان                                                            تقی روزبه  ۲۰۲۶.۰۴.۱۱

*-  https://akhbar-rooz.com/1405/01/21/47242/

 

No comments: