پایان زودرس «وقفه» در جنگ؟
سنتکام: محاصره تردد دریایی همه بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان را از دوشنبه آغاز میکنیم
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) عصر یکشنبه طی بیانیهای اعلام کرد که در پی اعلام دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، محاصره همه ترددهای ورودی و خروجی به بنادر ایران در خلیج فارس و دریایی عمان را از ساعت ۱۰ صبح دوشنبه ۱۳ آوریل به وقت شرق آمریکا (۱۷:۳۰ به وقت تهران) آغاز میکند.
در این بیانیه آمده است: «این محاصره بهطور بیطرفانه علیه کشتیهای همه کشورها که وارد بنادر و مناطق ساحلی ایران از جمله همه بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان میشوند یا از آنها خارج میشوند، اعمال خواهد شد. نیروهای سنتکام مانع آزادی ناوبری کشتیهایی که از طریق تنگه هرمز به بنادر غیرایرانی رفتوآمد میکنند نخواهند شد.». در نقشه ترامپ، این محاصره-که قبلا در موردونزوئلا هم بکارگرفته شده بود و ترامپ درصدداست که درموردکوباهم بکارگیرد، در واقع واکنشی است به کنترل این تنگه توسط رژیم ایران و گرفتن این برگ برنده و استراتژیک از دست آن. هدف محاصره اقتصادی و ممانعت از ترددکشتی ها از ایران و بسوی ایران و فشردن گلوی اقتصادی ایران است. باین ترتیب دولت ترامپ مصمم است که محاصره اقتصادی دریایی را نیز به اهداف نظامیاش بیفزاید. ظاهرا دارای دو فازاست: در فازنخست قرارنیست تنگه باز بشود، بلکه برعکس قراراست از مینها و تهدیدهائی از سوی ایران متوجه آن است پاکسازی شود و در فاز دوم بجز ایران ترددبقیه کشتیها آزادخواهند بود. ترامپ در موردسیاست گزینشی ایران گفته بود یا همه یا هیچ کس. در حقیقت این همان شروع مجدد جنگ از نقطه دیگری است. با این تفاوت که هم کل جهان (اعم از سازمان ملل و اروپا و کشورهای عرب منطقه و... ) با کنترل ایران برتنگه مخالفند و به گفته وی برخی کشورهای اروپایی و ناتو و ... منطقه حاضرند که در آن شرکت کنند. گرچه آنها عموما براین نظرندکه از طریق دیپلماسی باید حل گردد و فرصت لازم به دپیلماسی-برخلاف ضرب العجل بیست ساعته پاکستان به آن داده شود. ویژگی مهم این فازجدید درصورتی که شروع شود،همان افزودن محاصره اقتصادی و جلوگیری از صادرات نفت ایران و کنسل کردن درآمدایران به سایراشکال جنگ است و ترامپ کشتی هائی را که با ایران همکاری کنند تهدید به جریمه و تحمیل تعرفههای ۵۰٪.کرده است.
چنان که مشهوداست این یک راه حل برای بحران و پایان جنگ نیست بلکه پایان وقفه بوجود آمده و ادامه و گسترش ابعادجنگ (اقتصادی) درکنار ادامه نابودی بقیه زیرساختهای مهم انرژی و برق و.. خواهد بود تا رژیم کاملا از نفس بیفتد. در این راست گام نخست خاموش کردن تهدیدهایی است که از سوی ایران و آب ها و سواحل اطراف آن متوجه امنیت تردد در تنگه هرمز است اما معلوم نیست که بالاخره با تهدیدهای متقابل ایران و تامین امنیت تردد چه خواهدکرد؟ ترامپ مدعی است که به سرعت می توانند زیرساخت های حیاتی چون انرژی و برق را حتی به گفته خودش یک روزه و یا حتی یک ساعته(!)از کار بیاندازند (همان محو تمدن). ترامپ براین باوراست که با تشدید فشار و تضعیف بیشتر ایران، باردیگر به مذاکره برخواهند گشت ( ترامپ گفته بود این مذاکره کنندگان زنده مانده اند برای مذاکره کردن. حالا چی؟ زنده خواهند ماند؟!) . با این همه ایران هم برگهای خود را دارد و می تواند با مینگزاری و حملات موشکی وپهبادی بحران سوخت و تجارت را دامن بزند و حتی چه بسا یمن را هم برای ایجادعدم امنیت در تردد دریای سرخ واردعمل کند که در آن صورت ممکن است قیمت سوخت بازهم جهش پیداکرده و ابعادتازه ای پیداکند. خلاصه آن که با شکست مذاکرات عملا گزینه موجود فعلا گسترش جنگ است. آمریکا مدعی است که طرح نهایی خود را به هیات ایرانی داده است (طرح حداکثری با شروط غنی سازی صفر، استرداداورانیوم غنی شده ۶۰٪ و تغیرسیاستش درموردنیروهای موسوم به نیابتی). ایران هم در آنسو ادعاهای حداکثری و زیاده طلبانه خود را دارد. تا طرفین از خواستهای حداکثری کوتاه نیایند امکان دست یابی به یک توافق و آتش بس کمابیش پایدار دشوارخواهدبود.
گسترش دامنه جنگ و مداخله آمریکا درتنگه هرمز باحتمال زیاد با افزایش دامنه و شدت جنگ و تشدید بحران جهانی سوخت، درحکم قمارجدیدی است که دولت ترامپ به آن مبادرت می ورزد و این در حالی است که مخالفتهای داخلی علیه سیاست های جنگ طلبانه وی و تهدیدهای خطرناک و ضدمتمدنانهاش، و حتی پیرامون سلامت فکری و روانیاش،آنهم درسال انتخاباتی و چندماه مانده تا آن، گسترش پیدامی کند. هم چنین طبق گزارشات، دولت اسرائیل که تلاش زیادی را برای شکست مذاکرات بکارگرفت، خود را آماده شروع حمله با بهبودبانک اهداف و ادامه بقول خودکارنیمه تماممانده جنگ ۴۰روزه و با هدف تضعیف کامل و بی رمق کردن حداکثری توان حکومتی در ایران، از طریق نابودی زیرساختها و دیگراقدامات کرده است. در عین حال پراکسیهائی چون رضاپهلوی که به خاطر آتش بس ماتم گرفته بودند و با وقاحت و سرسپردگی بی سابقه صراحتا خواهان بمباران و نابودی زیرساختها بودند، با دوگانه سازی مصنوعی یا جنگ یا ماندن رژیم هارحکومت اسلامی مدعی اند که ضرر بازسازی کشور ویران شده کمتر از ماندن رژیمی چون حکومت اسلامی است، نیز با امید بهشروعمجدد جنگ، دوباره با دمشان بشکن خواهندزد. طبق این گزاره و دوگانه مصنوعی، گوئی مردم ایران محکومند که بین حکومت اسلامی و یا براندازی آن توسط قدرت های خارجی ولو به بهای ویرانی کامل ایران، یکی را برگزینند! برای آنها راه سومی چون برافکندن رژیم بدست مردم درعین مخالف با جنگ و مداخله نظامی و غیرنظامی ولو با سودای مستعمره سازی و کنترل نفت و اقتصاد وسیاست، یک ناممکن است. و این درحالی است که از قضا حکومتی چون حکومت اسلامی که از ِقبلِ دوگانه سازی نظام/دشمن و جنگ سوختگیری می کند و بیشترین سرکوب را سازمان میدهد. چنان که عملا پس از چهلروزجنگ و شخم زدن کشور با بمبافکنها کشور ـبیش از بیستهای هزارهدف )، خود را پیروز میدان عنوان میکند و حتی سطح در خواستها و یا ادعاهای خود را بالاتر هم میبرد.
No comments:
Post a Comment