محاصره تنگه هرمز و چالشهای جهانی آن
محاصره دریابی تنگه هرمز توسط دولت آمریکا، و تهدید حمل و نقل آزاد دریابی و ممانعت وتوقیف یا حمله به کشتیهای حمل باردیگر کشورها بطورخودخوانده، برطبق حقوق بینالملل نه فقط به معنی اعلام جنگ به کشورتحت محاصره است، بلکه در عین حال و مهم تر از آن، به معنی اعلام جنگ به کشور یا کشورهایی است که جلوی حرکت کشتیهایشان گرفته می شود. درهمین رابطه سیاست خود خوانده محاصره کشتی رانی که از منظر ترامپ راهی برای بزانو در آوردن حکومت ایران بکارگرفته می شود، هم چون چاقوی دو دمی است علاوه بر افزایش بحران سوخت و انرژی و قیمتهاو افزودن بر ناامنی تردددریابی، مشخصا کشورهای بزرگی و رقیبی چون چین را نیز هدف میگیرد. از قبل هم معلوم بود که اگر ترامپ به این سیاست ادامه دهد، همزمان با چالشهای جدیدی مواجه خواهد شد. هشدار چین مبنی بر بازی کردن با آتش، پس از توقیف یک کشتی چینی، بنظر می رسد که ما واردفازجدیدی از بحران می شویم و بحران تنگه هرمز بیش از پیش وجه بین المللی پیدامیکند. و این درحالی است که بزودی-اواسط ماه مه- دیدارمهمی با شی جین پینگ در پکن داشته باشد و برای آن ناگزیراست که از اقداماتتهاجمی دریابی خویش بکاهد. در حقیقت ترامپ اخیرا محاصره دریائی را به عنوان تاکتیکی موثر برای فشاراقتصادی و حذف درآمدهای نفتی ایران و نهایتا به تسلیم کشاندن ایران و مکمل حمله نظامی (در ادامه تجربه محاصره ونزئلا) کشف کرده است و بهگفته خودش تا این زمان به اهمیت آن پی نبرده بود! اما ظاهرا مشاورینش نیز در اتاق وضعیت بحران شیفته این کشف شدهاند و پیرامون ریسکها و پی آمدهای آن اطلاعات و هشدارهای لازم را باو ندادهاند!.
بطورکلی تعمیم یک جانبه گری به عرصههای فرااقتصادی و امنیتی و نظامی در عرصه بینالمللی ، بالقوه خطرناک بوده و حامل پتانسیل چالشی در ابعادجهانی است که در صورت اصرار و تداوم آن، دیر یا زود یقه ترامپ و دولت آمریکا را خواهد گرفت. از جنبه دیگر روشن تر می شود که با تداوم هرچه بیشتر جنگ ایران و آمریکا، وجه ژئوپلتیک و بینالمللی آن بیش از بیش برجسته تر می شود.
No comments:
Post a Comment