رؤس بحث: شکستهای استراتژیک در ۶ محوراصلی، بن بست به عنوان مهم ترین ویژگی لحظه کنونی، دو راهی پیشاروی رژیم: یا سازش و یا تشدیدبی سابقه فشارهای اقتصادی و نظامی، آن چه که ترامپ با دوگانه یا توافق جدید یا بمب! مطرح ساخته است (که حربه اصلی اش سیاست گرسنگی دادن و احیانا ضربات کوتاه و کوبنده نظامی)، تهدیدها و فرصتهای نهفته در وضعیت، دوره انتقالی و به وضعیت جدید، صورت بندی معادله توازن قوا در وضعیت موجود، قرارگرفتن رژیم درحالت تدافعی علیرغم تاکتیکهای تهاجمیاش در سرکوب داخلی . اما باوجودآن در مجموع وضعیت تدافعی بویژه با سرایت شکافهای درونی سیستم به بخشهای تندرو و اصول گرایان و صفوف حامیان هسته سخت قدرت، وضعیت تدافعی خود را به رژیم تحمیل میکند. بنابراین خودآگاهی به آن برای تدارک و تنظیم آرایش نیروی جامعه و جنبشهای اجتماعی و مطالباتی درتناسب با وضعیت انتقالی، برای راندن حاکمیت به وضعیت کامل تدافعی و گذار به دوره پسانظام اهمیت روزافزونی پیدامیکند.
بطورکلی مساله ایران عبور از چرخه استبدادتاریخی و برقراری عدالت اجتماعی است. بدیهی است که عبور از این چرخه معیوب مستلزم حفظ تمرکزاصلی مبارزه بر استبدادحاکم از یکسو- و یک جنبش سراسری و همسو علیه آن، و مبارزه ضدهژمونیک-ایجابی با دیگر رویکردهای مدافع استبداد از سوی دیگر است.
ما، قدرت مردم وجنبشهای اجتماعی-مطالباتی باید آرایش بروزخود را در متن چنین دوره انتقالی شکل دهیم. قدرت مردم و قطب سوم باید بتواند با پرکردن خلا ناشی از عقبنشینی ناگزیر رژیم مانع از تداوم و بازگشت چرخه معیوب استبداد با پشتیبانی قدرتهای خارجی گردد. و بدانیم که نقش تعیین کننده خود مردم هستند و دیگران نیز به آنها دخیل بسته اند و در صدد جهت دادن و نافذکردن گفتمان و اهداف خویش به مددصنعت تبلیغات و مدیاهای پرسروصدای خودهستند. در ادامه این بحث، پاسخ به یک پرسش انتقادی نیز ضمیه است