Wednesday, January 21, 2026

معادله قیام و مداخله خارجی

معادله قیام و مداخله خارجی 

معادله موفقیت قیام مطابق فرمول کلاسیک و شناخته شده عبارت از آن بوده  است که پائینی ها نخواهند و بالائی‌هائی نتوانند.  مبنای چنین  معادله ای برای انقلاب بر عاملیت مردم و درهم شکستن ماشین قدرت استواراست . اما آیا می ‌توان در این معادله در هم شکستن ماشین دولتی را برعهده یک قدرت خارجی فرضی نهاد و نقش مردم را به حضور در خیابان تنزل داد؟ ترکیب چنین متضادی اگربفرض‌هم صورت پذیردِ که خود دشواراستِ و حتی اگرشدنی باشد و  هم‌آهنگی کامل صورت پذیرد، اما اساسا با وجود اهداف و رویاهای بالکل متفاوت و چه بسا متضاد امکان چه خواهند کرد؟ یا چنین رویکردی تنها به توهم به یک  ناجی،  و ابزاری شدن مردم در صحنه  می تواند به یک فاجعه تبدیل شود؟ استفاده از شکاف‌های قدرت ها و دشمنان و بدخواهان البته امری متفاوت است و جای خود دارد که امری است  جدا ازتوهم به چنین تقسیم کاری. در این گفتگو حول ‌این مساله نیز سخن خواهیم گفت.  

آیا گزینه جنگ همچنان روی میز است؟ اپوزیسیون چه میکند؟

Sunday, January 18, 2026

کدام شعار در خارج کشور برای مرزبندی با سلطنت‌طلبان مناسب است

یادداشت هشتم:   

کدام شعار در خارج کشور برای مرزبندی با سلطنت‌طلبان مناسب است بدون آن‌که ما را به دام تقابل جوئی بیافکند؟

در پی سرکوب برهنه و خشن اعتراضات داخلی، که ابعادغیرقابل‌کتمان آن حتی خامنه ای را ناچار به اعتراف به وقوع جنایت چندهزارنفری کرد، و هم چنان هم حالت آماده باش فوق‌العاده را حفظ کرده است، در وضعیت افت موقت جنبش، نقش نیروهای خارج کشور برای شعله ور نگهداشتن مشعل مقاومت و تمرکز افکارعمومی جهان به این جنایت‌های هولناک دارای اهمیت است. انواع اقدامات و وظایف وجود دارندچون ثبت جنایات و بازتابانیدن آن‌ها و فشار به‌نهادهای بین المللی مسؤل و مدافعان حقوق بشر، و بخصوص برپائی آکسیون‌ها و کمپین های اعتراضی در اقصی نقاط جهان که خوشبختانه شروع شده است و باید امیدوار بود که تداوم یابد. یکی از ویژگی‌های این کمپین‌ها در هم شکستن ادعاهای بی ربط و نادرست سلطنت طلبان است که به مددمدیاهای پرسروصدای جیره خوار، خود را یگانه نیروی برتر و مطرح قلمداد می کنند و انحصارطلبی و شعارکینگ پادشاه را به سرحدمشمئزکننده ای رسانده‌اند.

Friday, January 16, 2026

شماری از خودویژگی‌های موقعیت کنونی

 در این گفتگو*: شماری از خودویژگی‌های موقعیت کنونی

۱- ۱- از مهم‌ترین مطالبه برانگیزاننده موج جدید خیزش مردمی، فلاکت گسترده و فزاینده و فراگیری است که بیش از ۸۰٪ جامعه را تحت فشارروز افزون و ویرانگری قرارداده و حکومتی که حتی در چنین وضعیتی برای خروج از بن بست از یکسو به شوک تراپی و آزادسازی قیمت‌ها متوسل شده است که معنایی جز ریختن بنزین به آتش خشم مردم نداشته و ندارد و از سوی دیگر به کشتاردرمانی بیرحمانه‌ای که چنین به سهولت فقط از دارندگان جوازمرگ از سوی آسمان می تواند صورت گیرد. ظاهرا پزشکیان اتاق جراحی قلب را با اتاق سیاست و جراحی اقتصادی، آن‌هم در حالی که بیمار سخت در وضعیت اورژانس قراردارد یکسان گرفته است!

Thursday, January 15, 2026

چالش ورویکردها در دوره سرکوب وقطع اینترنت ودعوت به تهاجم خارجی، برای مقابله با شکست خیزش

 چالش ورویکردها در دوره سرکوب وقطع اینترنت ودعوت به تهاجم خارجی، برای مقابله با شکست خیزش 


Wednesday, January 14, 2026

لحظه های حساس کنونی با احتمال حمله آمریکا، و ضرورت کنشگری خلاق

 یادداشت هفتم:

لحظه های حساس کنونی با احتمال حمله آمریکا، و ضرورت کنشگری خلاق
شواهد وقرائن متعددی حاکی از احتمال حمله آمریکا به اهدافی در داخل ایران است. تخلیه نیروها و تجهیزات از پایگاهایش در قطر و عراق و... و تهدیدکشورهای منظقه از سوی ایران اگر حملاتی از خاک آن کشورها و یا همکاری آن‌ها صورت بگیرد با پاسخ‌های شدید ایران مواجه خواهد شد. صدورحکم اعدام عرفان سلطانی علیرغم هشدارآمریکا در صورت آغاز اعدام ها، و فشارافکارعمومی درپی وعده‌های ترامپ مبنی بر حمایت و اینکه کمک در راه است و... و بالاخره نشست امروزکاخ سفید برای تصمیم گیری نهائی، و با توجه به بانتشاربیش از پیش اخبار کشتارهولناک رژیم سفاک و آدم‌کش حکومت اسلامی که موجب شوک جهانی شده است، به سخره گرفتن شدن اقتدارترامپ در صورت بی عملی در پی آن وعده‌ها و ادعاها و هشدارها و خط قرمزکشیدن ها، امکان وقوع حمله نظامی آمریکا را تقویت کرده است.در کنارآن‌ها آماده باش اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز مویدآن است. حمله نظامی فوق در صورت وقوع، بی تردید نقطه جوش بحران را چه در ایران و چه در منطقه بالا بدره و بسطح تازه ای‌ با پی آمدهائی نامعلوم خواهد رساند. این احتمال بخصوص با رویکرد و سیاست ورزی توام با ابهام عامدانه ترامپ ودر وضعیت عدم قطعیت، دامنه حدس و گمانه زنی ها را بیش از پیش داغ کرده است.

Monday, January 12, 2026

شمارش معکوس حمله آمریکا و پی آمدها؟

 یادداشت ششم:

شمارش معکوس حمله آمریکا و پی آمدها؟
۱- به گزارش وال‌استریت جورنال، قراراست روز سه شنبه ترامپ با اعضای ارشد کابینه‌اش درباره اعتراضات ایران جلسه برگزار می‌کند. گرینه‌های متعددی مشخص و به ترامپ پیشنهاد شده است.
قاعدتا با توجه به خشونت رژیم در کشتارمردم غیرنظامی و بی اعتنائی به تهدیدهای مکررترامپ و مقامات دیگر دولت او نسبت به حکومت ایران و انتظاراتی که در داخل و خارج آمریکا پیرامون ادعاهایش به عنوان رهبری قاطع که اهل عمل است‌ و متمایز از کسانی چون اوباما برانگیخته است،‌ بنظر می رسد که او عملا در وضعیتی است که باید واکنش نشان بدهد و گرنه حتی تصویری بدتر از اوباما در مواجهه با ایران از خودبه نمایش خواهد گذاشت. بعیداست کسانی چون سناتورارشدجمهوری خواه و نزدیک به ترامپ بدون اطلاع از چنین تصمیمی به مردم ایران پیام بدهند که کمک در راه است. و یا خود ترامپ بارها به طورعلنی هشداربدهد که در صورت کشتارمعترضان به دست حکومت ایران و عبور از خط قرمزاو، امری که اتفاق افتاده و قابل کتمان نیست، او از نیروی نظامی استفاده نکند. وی صراحتا گفته است که اگر شما شلیک کنید به شما شلیک خواهد شد.

Sunday, January 11, 2026

قمار خطرناک رضاپهلوی! تاکتیک گسیل مردم به کشتارگاه و تشویق ترامپ به مداخله

یادداشت شماره پنجم


انقلاب از دوسو درخطر!
قمارخطرناک رضاپهلوی!
تاکتیک گسیل مردم به کشتارگاه و تشویق ترامپ به مداخله!

در مبارزه بین انقلاب و ضدانقلاب ریتم حرکت و تاکتیک های مربوط به آن با توجه به مسلح و بیرحم بودن حکومت اسلامی و ضرورت اجتناب از فراهم کردن دستاویزلازم برای کشتار و اشاعه هراس، و رشد و بلوغ روندهای انقلابی بسیارمهم است. اتخاذتاکتیک‌های سنجیده برای پیشروی پایدارانقلاب و تحکیم روند توده ای‌‌ شدن صفوف آن، ونیز ریزش نیروهای حاکمیت و تشدیدشکاف‌‌هایش در راستای تغییرتوازن قوا و پیروزی انقلاب با کمترین هزینه اجتماعی و اقتصادی واجداهمیت است. در این رابطه اتخاذسیاست معطوف به دامن زدن هیجان‌های زودرس و دادن بهانه‌های لازم به‌حاکمان برای کشتار، به لحاظ استراتژیکی و تاکتیکی خطرناک بوده و می‌تواند چه بسا یک انقلاب را به شکست و سرخوردگی بکشاند. چنین خطاهایی ممکن است بخشا از خامی و بی تجربگی باشد اما علاوه بر آن و بسی‌خطرناک تر از آن، می تواند از اهداف تنگ نظرانه و ارتجاعی مدعیان رهبری و صادرکنندگان پیام برای شتاب دادن به‌رویدادها جهت صیدماهی مراد سرچشمه بگیرد. گاهی حتی خود حاکمان نیز برای بدام انداختن مخالفانشان از چنین تاکتیک‌هایی بهره می جویند. 

Thursday, January 08, 2026

آیا خیزش مردم داردبه نقطه بازگشت‌ناپذیر می رسد

 یادداشت چهارم

آیا خیزش مردم داردبه نقطه بازگشت‌ناپذیر می رسد؟

بطورکلی در شرایط ایران مشخصا از سال ۹۶ با موج‌های انقلابی علیه کلیت نظام مواجهیم که آن را تحت عنوان یک دو سه... چندخیزش برای بزیرکشیدن نظام کنونی شاهد بوده‌ایم که هم فاصله‌های زمانی آن‌ها کم شده و هم خواست‌‌ها تعمیق پیداکرده و بفراخور وضعیت مطالباتی برجسته شده‌اند. زمانی معیشت، زمانی مبارزه برای آزادی و علیه حکومت اسلامی و آپارتاید مبتنی برجنسیت و یا آن چه که اکنون در موج جدید در ادامه موج خیزش زن زندگی آزادی شاهدش هستیم که علاوه بر مطالبه آزادی و شعارجمهوری اسلامی نمی‌خوایم نمی‌خوایم، مساله فلاکت و فقر در آن برجسته است. با این تاکید که بطورمستقیم به حاکمیت و سیاست و نفی آن گره زده شده است. این گره خوردگی آزادی و نان پتانسیل و ظرفیت جدید و نیرومندی برای سراسری شدن اعتراضات به موج اخیرداده است و رژیم را نیز سخت غافلگیرکرده است. پیوند نان و آزادی فی نفسه بستر مهمی برای پیشروی توامان خواست‌های سیاسی و اقتصادی است و تکمیل نسبی اقتصادی سیاسی خیزش. اما این پیوند در وهله اول به شکل خشمی‌انفجاری و کوبنده عمل می کند و اگر توسط جنبش‌های پیشرو وکنشگران آن، چپ اجتماعی و اشاعه گفتمان مبتنی بر آزادی و عدالت اجتماعی و برابری نمایندگی نشود، می تواند با توجه به ویژگی نسل‌های جدید و اوضاع و احوال بین اللمللی موردسوء‌استفاده جریان‌های ارتجاعی و دارای صدای بلندقرارگیرد. بهمین دلیل ورود به هنگام تشکل ها و جنش کارگری و معلمان و پرستاران و زنان کارگر و دانشجویان که سالهای سال برای مطالبات عدالت خواهانه مبارزه کرده اند به متن خیزش و فراتررفتن‌شان از چرخه سترون مبارزات صرفا صنفی تاکنونی در شرایطی که هم تورم و بحران اقتصادی با شتاب زیادی در حال تشدید هستند و هیچ گشایش معناداری نمی تواند صورت گیرد، و هم التهاب جوسیاسی جامعه به سرعت بسوی تعیین تکلیف با حاکمیت‌‌می‌رود بسیارمهم است. تنظیم ساعت با تقویم انقلاب و گام‌های آن امری حیاتی است و گرنه همه زیرچرخ دنده‌‌‌های آن ممکن است آسیب بببینیم. در این مورد نکات باریکی وجود دارد که بازهم پیرامون آن صحبت خواهیم کرد.

Sunday, January 04, 2026

فرمان سرکوب خامنه‌ای، و گانگستریسم سیاسی دولت آمریکا و پیام‌های‌آن

 

یادداشت سوم در باره خیزش مردم ایران

فرمان سرکوب خامنه‌ای، و گانگستریسم سیاسی دولت آمریکا و پیام‌های‌آن

درهشتمین روز مبارزه علیرغم تشدید تدابیر امنیتی، افزایش استقرارنیروهای انتظامی و امنیتی و تداوم برخوردهای میدانی در برخی مناطق، گستره جغرافیایی اعتراضات همچنان حفظ شده و اشکال مختلف کنش اعتراضی در نقاط گوناگون کشور ادامه دارد. طی هشت روز گذشته دستکم ۲۲۲ نقطه در ۷۸ شهر از ۲۶ استان کشور شاهد برگزاری اعتراضات بوده است. همچنین در جریان این رویدادها دست کم ۹۹۰ شهروند بازداشت و دستکم ۱۹ تن از معترضان جان خود را از دست داده‌اند۱*.
نگاهی به‌گزارش ها، بیانگر گسترش دامنه اعتراضات به لحاظ بسط جغرافی و انتشار اعتراضات در پهنه کشور و تا حدی افزایش میزان جمعیت شرکت کنندگان است. نسل زد و جوانان و زنان و دختران جوان و دانشجویان که، سوای کسبه و بازاریانی که بدنبال خواست صنفی خود هستند و عمدتا خشمگین از بی ثباتی قیمت ارز و پول ملی و شتاب بیش ازحد حدتورم، و همزمان هم مشغول چانه زنی با دولت، در اصل نیروهای فعال و پیشتاز اعتراضات را همین نیروها که هم زندگی نقدشان تباه شده و هم امید به آینده را در نظام کنونی از دست داده اند، تشکیل می دهند. در این میان حضور و نقش آفرینی شهروندان شهرستان‌ها و شهرهای کوچک‌تر و محروم تر با توجه به فقر و محرومیت و بیکاری بیشتر و از جمله متاثربودن بیشتر از بحران آب، در کل اعتراضات برجسته است. در خودکلان شهر تهران نیز، علاوه برکسبه و دانشگا‌‌ه‌ها ، شاهدگسترش دامنه اعتراضات شبانه و غیرشبانه در محلات و مناطقی چون نارمک و تهران پارس و نازی آباد و خاک سفید و... هستیم. در سطح کشور ی نیز شاهد تسری ‌دامنه اعتراض ها به نقاط تازه ای چون بلوچستان و .... هستیم. اضافه برآن، افزایش صدور بیانیه‌های حمایتی از سوی کانون ها و تشکل‌های فرهنگی و معلمان و کارگری و برخی دیگر از نهادهای مدنی و فعالین سیاسی و زندانی و ... نیز حاکی از گسترش دامنه حمایت است. با این همه تا فراگیر و توده ای شدن دامنه مشارکت در اعتراضات توده ای هنوز فاصله داریم و لازم است که کوشش بیشتر و هدفمندتری صورت گیرد تا جنبش بتواند به نقطه بازگشت ناپذیر برسد.
بنظر می رسد که در این موج جدید و خروشان، چنین پتانسیل و چشم‌اندازی با توجه به تراکم خشم و نارضایتی های انباشته شده، هم اقتصادی ومعیشتی و هم سیاسی و ضدسیستم، و افزایش جسارت شرکت کنندگان در تناسب با آن، و در پیش بودن مناسبت‌های برانگیزاننده ماه‌‌های پایانی سال و تحولات و دگرگونی‌های بزرگی که بسیاری انتظارش را می کشند، بویژه با تشدیدوخامت اوضاع اقتصادی و فروپاشی معیشت و منزوی شدن بیشتر حاکمیت، وجود داشته باشد. اما در عین حال جنبش با چالش‌های جدی و چه بسا جدیدی هم مواجه است که از مهم‌ترین آن‌ها یکی تشدید سرکوب، اعم از خشونت برهنه و یا بازداشت‌های گسترده است. بویژه با توجه به ورود و رویکردخامنه‌ای تبه کار علیه هرگونه مدارا و تردید در صفوف حاکمان و تأکیداکیدش بر اجتناب از گفتگو با اعتراض‌کنندگان واقعی خیابان و بقول او اغتشاشگران ( ضمن جداکردن صفوف بازاریان)، عملا حکم و جواز سرکوب با هدف «نشاندن اغتشاش گران به سرجای خود را صادرکرد. اقدامی که آن را عینا در ۱۴۰۱ هم طی یک سخنرانی صادر کرده بود. این حکم او بلافاصله واردادبیات سیاسی نهادها ومقامات قوه قضائی و نیز سپاهیان و دیگر نهادهای سرکوبگر شده است. از این رو تمرکز بر محکوم کردن این حکم و مقابله با آن از طرق انواع افشاگری‌ها و کمپین‌ها و بسیج افکارعمومی داخلی و بین المللی، در کنارتشدیدفشارهای سیاسی دولت ها، باید بیش از پیش‌ در دستور کار فعالین و کنشگران داخلی و بویژه خارج از کشور قرارگیرد. باید به صدای بلنددستگیرشدگان تبدیل شویم و هزینه هرگونه جنایت و کشتار را با طنین هرچه گسرترده تر در جهان پژواک دهیم. همانطور که در یادداشت های قبلی تأکیدشده است، اکنون باید عقربه ساعت‌‌هایمان را با تقویم انقلاب و شتاب آن کوک کنیم.
آتشبارافشاگری و تمرکز مبارزه نیز اساسا باید متمرکز و متوجه جباران حاکم و نظام گندیده و به آخرخط رسیده باشد. و بیشترین تلاش ممکن هم صرف شکل گیری یک حنبش سراسری برای سرنگونی نظام و آزادی و برابری در جامعه گردد . البته همزمان با آن می توان و باید در سطحی دیگر با اپوزیسیون‌‌‌های ارتجاعی و موج سواران حرفه ای و خود رهبرخوانده و دخیل بسته به قدرت‌ های خارجی هم مبارزه افشاگرانه و سازنده صورت گیرد. اما این کار را باید حتی الامکان به شیوه ای پیش برد که کانونی شدن استبدادحاکم را کم رنگ نکرده و به پرسش نگیرد. در این رابطه «روش افشاگری ایجابی» حول مطالبات کلان و کرامت انسان و ارزش‌های واقعی، علاوه بر داشتن تاثیربیشتر و واقعی تر در منزوی کردن آن گرایشاتی که اساسا بدنبال اهداف و سوداهای متفاوت خودهستند، در عین حال می تواند با ایجادحداقل تفرقه و تشتتت‌های مضر که آفتی برای شکل گیری جنبش سراسری باشند، کفه توازن قوا را بسود جامعه و جنبش و علیه حاکمیت سنگین کنند. به‌عنوان نمونه برخورد تشکل‌ها و فعالین و مدافعان خیزش زن زندگی آزادی و دیگر پیشروان داخل با سلطنت و تلاش‌‌آن‌ها برای مصادره جنبش و دیگر سوء‌استفاده‌‌‌ها قابل تأمل است. آن‌ها نسبت به این نوع برخوردهای مصادره گرایانه و اهداف نهفته در آن بی تفاوت نیستند. اما ترجیح می دهند که برای پیشبردمبارزه مستقیم با حاکمیت، مبارزه با صفوف اپوزیسیون را به نحو خاصی پیش ببرند. چنان که در اکثر ویدئوها و شعارها مشهود است صدای غالب و عمده، برخلاف ادعاهای رسانه‌های متعلق به این جریانات و قدرت ها و حامیان خارجی آن‌ها، متعلق به‌شعارهای برآمده از خیزش زن زندگی آزادی است. و چنان که می‌دانیم این خیزش اساسا با درونمایه ضداقتدارگرایی (در اشکال گوناگونش اعم از مرد/پدر/دولت سالاری و اشکال حکومتی استبدادی و غیرانتخابی و غیره) در چالش است. و در همین رابطه نه فقط حاکمان برآمدمجدد آن خیزش و تعمیق آن را مهم‌ترین تهدید داخلی تلقی می کنند ( چنان که واقعه مشهد و نحوه برخوردرژیم و دستگیری‌ها بخوبی آن را نشان داد)، بلکه از دیرباز حساسیت سلطنت طلبان هم نسبت به آن برکسی پنهان نیست. عًلم کردن شعارمردمیهن آبادی از همان اوان برآمدجنبشی که با ویژگی تکثر و درهم آمیختگی تبعیض‌ها و ستم های گوناگون جنسی/جنسیتی و ملی و عقیدتی و طبقاتی، و همبستگی آن‌ها حول اهداف مشترک و اصلی همراه بود برکسی پوشیده نیست. اکنون این حساسیت با توجه به تشدید انحصارطلبی و خودرهبرپنداری بیشترهم شده است.
در مجموع شیوه برخوردفعالین و کنشگران داخلی در مواجهه با سلطنت طلبان ( که اساسا با انتقام گرفتن از ۵۷ُ و هیستری تصاحب مجددقدرت از کف رفته دوپینگ می شوند) و نیز با دیگردخبل بستگان به قدرت‌های خارجی، الگوی مناسبی ارائه می دهد که ضمن مرزبندی با آن ها در عین حال موجب تفرقه و تشتت زیان آور در صفوف جنبش علیه استبدادحاکم و مانع مقدم آزادی و رهائی نشود. یکی از شعارهای مهمی که دراین رابطه مکررا شنیده می شود همانا شعارمرگ بر دیکتاتور است. که از قضا سلطنت طلبان هم به دلایل قابل فهمی نسبت به آن حساسیت دارند (در این رابطه نگاه کنید به یکی از بیانیه‌های دانشجویان*۲ این شعار علاوه براستبدادولایت مطلقه که خطاب مستقیم آن است، بطورضمنی مخالفت خود را با هرنوع استبداددیگر نیز اعلام می دارد. حتی برخی مواقع شاهدیم که بفراخور وضعیت، بخش ناگفته و مستتر این شعار « مرگ بردیکتاتور، چه شاه باشه چه رهبر!» با صراحت بیشتری به روی صحنه می‌آید که گویا موجب رونق صنعت صداگذاری توسط برخی از این حضرات هم شده است. اما همین خطاب کلی و غیرمستقیم هم می تواند علاوه بر نواختن مستقیم رژیم، از یکسو مانع از سو‌ءاستفاده ‌آن از اختلافات گردد و از سوی‌دیگر بدرجاتی در برابر سوء استفاده سلطنت طلبان و میل کنترل ناپذیرآن‌ها به مصادره جنبش و اعتراضات باشد. بطورخلاصه مبارزه ضدهژمونی با دیگر نیروهای استبدادی و ارتجاعی و دخیل بستگان به قدرت‌های خارجی به شیوه ایجابی ( حول مطالبات و اهداف مشترک و ارزش‌ها و کرامت انسانی) بخشی از مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری درهمه اشکال خوداست. نباید فراموش کرد که بسنده کردن به مبارزه سلبی،علیه هیولاها، خود می تواند منجر به بازتولیدهیولا در صفوف مبارزان و در اشکال نوینی باشد. با بیان نیچه‌ای، کسانی که علیه ارباب و هیولا مبارزه می کنند باید مراقب باشند که خود به ارباب و هیولای جدیدی تبدیل نشوند.
گانگستریسم سیاسی
چالش بزرگ دیگر در برابر جنبش، تهدیدترامپ و دولت آمریکا به مداخله نظامی در ایران و علیه حکومت جمهوری اسلامی نه فقط در شکل تاکنونی و در همراهی با دولت اسرائیل، بلکه به شکلی تازه تحت عنوان تهدیدبه مداخله نظامی در باصطلاح حمایت از اعتراضات است در صورتی که رژیم دست به کشتاراعتراضات مسالمت جویانه معترضین بزند. تهدیدبه مداخله نظامی توسط یک ابرقدرت امپریالیستی، سوای آن که چقدر جدی یا بلوف باشد ( که جداگانه باید به آن پرداخت )، و با توجه به این‌که اساسا با اهداف امپریالیستی همراه است و با پوشش و تن پوش فریبنده حمایت از اعتراضات، فی نفسه مخرب است. اگر بفرض الگوی ونزوئلا را بخواهد و بتواند در مورد ایران هم پیش برد که البته کاربردآن در ایران بسیاردشوارتر و پیچیده تر از ونزوئلاست، سوای آن که در ونزوئلا هم حتی با چالش‌های نامعلومی مواجه خواهد شد، قطعا به یک فاجعه با پی‌آمدهای نامعلوم و دردناک تر منجر می گردد. اما نفس بکارگیری چنین تهدیدهائی متأسفانه حتی قبل از تحقق فرضی خود، حامل آسیب های جدی است. بطوری که به‌هراندازه‌ای که جدی گرفته شود و به‌آن دخیل بسته شود بهمان اندازه زیان‌بارتراست. در ایران برخلاف ونزوئلا نقدا ما با یک جنبش و انقلاب خیابانی سروکار داریم که به معنی ارجاع جامعه به‌عاملیت خود در ایجاددگرگونی و تغییرنظام است که خود برآمده از تجربیات تلخ گذشته و منطقه و دیگر تجارب جهانی پیرامون پی‌آمدهای مداخله قدرت‌های بزرگ است. حتی تهدیدهای لفظی به مداخله، بخصوص با مواردی چون شبیخون نظامی به ونزؤئلا در باصطلاح حیات خلوت آمریکا همراه شود، می تواند با تقویت انگاره ظهورناجی و تزریق سموماتی چون انتظار و امید واهی به‌ناجی با توهم اجتناب از هزینه های مبارزه علیه جباران حاکم، موجب تضعیف عزم جامعه و جنبش و آسیب به عاملیت مردم و خیرش شود. حتی باید افزود که عمق فاجعه این باصطلاح مداخله نجات بخش در نمونه ونزوئلا هم از هم اکنون پیداست:
چنان که پس از تحمیل تحریم‌ها و محاصره دریائی، و کشتن دههانفر به عنوان قاچاقچی و سپس بمباران نقاط مختلف کشور و تخریب تأسیسات و انهدام ثروت‌های عمومی همراه با تهاجم نظامی برای دستگیری مادورو و همسرش، اکنون ترامپ با صراحت و وقاحت بی پایانی اعلام می کند که دولت‌آمریکا مدیریت اداره آن کشور تا اطلاع ثانوی را برای انتقال کامل و مطمئن قدرت به کسانی که مورداعتماد کامل آمریکا باشند و منافع ما را پاس دارند و آنچه را که ما برای عظمت بخشیدن به ونزوئلا لازم می دانیم به اجرا در بیاورند، برعهده خواهیم داشت ( یعنی پس از چنگ انداختن به منابع عظیم نفتی این کشور دارای بزرگترین منابع جهانی‌ (بخصوص نفت سنگین)، این آشکارا نوعی مستعمره سازی است که خود در راستای سودای قُرق آمریکای لاتین (زنده کردن دکترین قرن نوزدهمی مونرو، مطابق سند امنیتی راهبردی اخیر است ) که حتی سودای کنترل کل نیم کره شمالی در تیررس آن است. و البته در پیوندبازتعریف ژئوپلتیک جهانی با هدف تأمین هژمونی و سیادت خود برجهان و ظهوردولت امریکا در سیمای جدیدی از ژاندارمی جهانی برای کنترل منابع نفتی و دسترسی به موادکمیاب در برابر رقباء است. چنین رویکردی البته چیزی جز توسل به یک گانگستریسم سیاسی و نقض و تمسخرحقوق بین الملل و حتی دورزدن قوانین داخلی آمریکا با دور زدن مجوز کنگره برای حمله نظامی به یک کشوردیگر، جز در حکم اشاعه قانون جنگل و مبتنی بر زوربیشتر نیست که اینک در جهان بحران زده سرمایه داری توسط یک قدرت سرمست و بی مهار و هاری چون ایالات متحده، هم چون ستادسرمایه‌داری جهانی بحران زده صورت می گیرد. بطورکلی این شبیخون نظامی و گانگستریزم سیاسی، جلوه ای است از بروی صحنه آمدن سرمایه داری اقتدارگرا، نئوفاشیستی و نئواستعماری.
مقابله مؤثر و کارآیند با آسیب‌های اشاعه هرگونه توهم و خوش‌خیالی به آن و یا بدتر از آن دل بستن به چنین گانگستریسم سیاسی بخش لاینفکی از وظیفه کنشگران و فعالین و پیشروان جنبش‌ها با هدف حفاظت و تقویت جنبش مردم و عاملیت آن است. همانطور که درمورد ایران، کارگزارحاضر به یراق آن،جریان راست‌کیش سلطنت و شخص رضاپهلوی بی درنگ و با وقاحت کامل از مداخله و تهدیدهای نظامی ترامپ دفاع کامل کرده و آمادگی خود را برای پیشبردآن اعلام داشت. بدون درس گرفتن از تجربه پدرش که هیچگاه نتوانست پس از کودتای ۲۸ مرداد که به مددسرویس‌های امنیتی آمریکا و انگلیس صورت گرفت، درجامعه ایران مشروعیتی کسب کند. اعلام این نوع آماده باش برای خوش خدمتی، درحالی است که حتی مطرح کردن این نوع تهدیدهای مداخله گرانه نظامی نقدا به سودرژیم هار و سربگر ایران تمام می شود که هم چون شمشیردو دم عمل می کند، چه از جهت دادن دستاویزی به رژیم در امنیتی‌کردن بیشتراوضاع و تشدید سرکوب‌ و متهم کردن معترضین و فعالین به ارتباط با بیگانگان و سرویس‌های مخفی قدرت‌ها (همانگونه که رئیس قوه قضائیه بر زبان آورده است)، و چه از طریق اشاعه نوعی توهم چشم دوختن به ناجی و تقویت جریان‌های ارتجاعی و واپسگرا، که اگر کاوه ای نیست پس اسکندری!.
اما عمق فاجعه این رویکرد آن جاست که هم اکنون از قضا در ایران «کاوه» خود در میدان است و زیرفشارتیغ‌ دودم دشمنانی که هرکدام به گونه‌ای در کارزخم زدن به‌آن هستند. در چنین شرایطی حفاظت از جنبش و کنشگران و از عاملیت آن در برابر وزش تند‌بادهای سمی و توهم زا، نیازمندهوشیاری و بلوغ سیاسی است.
تقی روزبه ۰۴. ۰۱. ۲۰۲۶

*۲- چنان‌که در بیانیه مشترک فعالان دانشجویی ۵ دانشگاه بزرگ در حمایت از خیزش آمده است: «دانشگاه بار دیگر خاطرنشان کرد که در برابر استبداد ایستاده و در تاریک‌ترین بزنگاه‌های تاریخ، چه در پهلوی و چه در ولایت اسلامی، از آزمون آزادی‌خواهی و برابری‌طلبی سربلند بیرون آمده است. دانشگاه همواره سدی محکم در مقابل هر شکل از نهادهای باستانی مرتجع بوده و بانگ ترقی‌خواهی خود را هر روز از دیروز رساتر ساخته‌است. دانشجوفرزندهمین تاریخ است. طبیعی است که شعارهایی چون «نه پهلوی، نه رهبری؛ آزادی و برابری» از دل دانشگاه برخیزد و «زن، زندگی، آزادی» چنین طنین افکند. این فشارها گرچه سرعت رشد گفت‌وگوی آزاد و نقد رادیکال را کاسته و حتی بحث درباره تبعیض جنسیتی و حق زیست آزادانه را بارها عقب رانده، اما آن را خاموش نکرده است. دانشگاه امروز قلب تپنده‌ی پیوند میان آراء متکثر است. دانشگاه و دانشجو در مقابل هیچ نهاد اقتداری سر خم نمی‌کند. مشت‌های گره شده‌ای که فریاد می‌زنند «مرگ بر دیکتاتوری» خطابشان هر شکلی از اقتدارگرایی و دیکتاتورمنشی موجود و ناموجود است».به   ۰۴. ۰۱. ۲۰۲۶



 


Friday, January 02, 2026

عقربه ساعت‌ مان را با ریتم تقویم انقلاب کوک کنیم

 عقربه ساعت‌ مان را با ریتم تقویم انقلاب کوک کنیم!

مقاومت، خشونت و جنایت و تیراندازی دشمن مردم و برگزاری مراسم‌ خاکسپاری،همراه با ممانعت و مزاحمت ، تبدیل به بخشی از مناسک اعتراضات و برافروخته ترشدن خشم و خروش مردم می گردد*
نباید فراموش کنیم که یکی از خطرناک ترین تاکتیک‌های شناخته شده رژیم و سپاه پاسداران و مزدوران لباس شخصی ترور و کشتن مهندسی شده و محدود در تظاهرات (ازجمله در تجربه دورقبلی شلیک به چشمان بود) باهدف ایجاد رعب و افزایش هزینه ها، و افکندن آن به باصطلاح به‌گردن اغتشاش گران و یاحتی بعضا به عنوان دفاع از خود. باید هرچه بیشتر این تاکتیک کثیف و شناخته شده سپاه و رژیم را در مواجهه با اعتراضات افشا و خنثی کرد. قبل ازآنکه جرئت کند دامنه آن را فراگیرکند. اکنون رژیم بیش از گذشته منزوی تر و شکننده تر و پوسیده تر شده است.

Thursday, January 01, 2026

اهمیت پیوند مبارزه علیه فلاکت با مبارزه علیه استبداد و برای آزادی

  ریشه ها و جشم اندازهای اعتراضات واعتصابات کنونی، تکراراشتباهات گذشته در اپوزیسیون 


Wednesday, December 31, 2025

اعتراضات: یادداشت دوم

اعتراضات: یادداشت دوم

دو مهم ترین مساله حاد واضطراری لحظه های کنونی را وضعیت جنگی و فلاکت عمومی تشکیل می دهند. دو فاجعه ای که تعیین کننده سرنوشت کنونی و آینده کشور بشمار می روند. در راستای آن، این که چه طبقه و چه نیروهای اجتماعی بتوانند در پاسخ به این دو معضل نقش آفرینی کنند، وجه مهم دیگری از مسیر پیشروی و آینده را تعیین خواهد کرد.
شاخص مهم در این رابطه درجه هم پوشانی و گره خوردن واقعی و عملی مطالبات اخص صنفی این یا آن قشر و طبقه با فلاکت و گرانی عنان گسیخته است.

Tuesday, December 30, 2025

یادداشت اول: پیرامون اعتراضات اخیر

یادداشت اول: پیرامون اعتراضات اخیر

دماسنج بحران به سرعت بالا می رود!
گسترش جغرافی اعتراضات و ماه‌‌های پایانی و پرالتهاب سال و برشی از آنچه که در زیرپوست جامعه می گذرد
اعتصاب و راه پیمائی خیابانی بازاریان تهران و تداوم آن در اعتراض به جهش‌ قیمت ارز و سقوط پول ملی و افزایش تورم، و کلا بی ثباتی شدید وضع اقتصادی، باتوجه اهمیت این موضوع و حساس بودن آن برای همه شهروندان و اقشارجامعه در شرایط کنونی رژیم را سخت نگران گسترش آن در اقصی نقاط کشور کرده است.

Tuesday, December 23, 2025

تصاعد بحرانها، فروپاشی های محتمل، تهدید به استیضاح وحمله اسرائیلی، ایران را به کدام سو می برد

Monday, December 22, 2025

واقعه حمله مشهد و دو سناریوی مطرح